X
تبلیغات
یک عمرگذرازتنهایی - شعرناب...







یک عمرگذرازتنهایی

درددل بادل

شعرناب...

 

 

بیشتر از اون قدری که تو فکر میکنی دوست دارم
آخر هفته ها هنوز کنار در منتظرم
تو رو قسم به پنجره تو رو قسم به آسمون
نشکن دیگه دل منو اینبار بیا پیشم بمون
رفتی و موندم بی تو تو حال و هوای بی کسی
از این همه آدم تو دنیا تو فقط واسم بسی
گذشتی و گفتی به من گذشته ها دیگه گذشت
هیچ از خودت نپرسیدی چقدر آسون دلم شکست
روزهای اول که آدم عاشق میشه چه عالیه
جای تموم غصه ها تو قلب آدم خالیه
روزای اول میبینی دنیا به ناز شصتته
هر چی طلب میکنی از یارت کنار دستته
اما یه وقت که میگذره دلخوشیا تموم میشه
تو نیمه راه عاشقی غم و عذابه همیشه
زندگی تکراری میشه عاشقی بازار نداره
کهنه میشه متاع عشق دیگه خریدار نداره
روزهای آخر که میشه بهونه ها شروع میشه
چهره ی واقعی آدما اون موقع رو میشه
نمیدونم عادته یا رسمه که عاشق بکشن
اول خوب عاشق میکنن بعد یهویی پر میکشن
راستی عجب حکمتیه ! زود عشقا بی دووم میشه
شروعشون جورواجوره اما یه جور تموم میش
ه...

 

باسپاس فراوان ازدوست خوبم تنهابابت این شعرزیبا

 

 


+ درددل سعید در یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 11:24 |